سه‌شنبه، شهریور ۰۸، ۱۳۹۰

ژنرال! کل یوم قلعه‌ی حیواناتیم

ژنرال

دل تنگ رؤیت دست خطت هستیم و مشتاق دیدن روی ماهت!

ژنرال این روزها اگر بخواهیم برای هر خبر شگفت انگیزی برایت نامه بنگاریم، کلاً باید حجره و منزل رو چِلِپ و چِلِپ ببوسیم و بگذاریم کنار و بی‌وقفه قلم فرسایی کنیم!

البته واقفیم که حضرت عالی، بر خلاف ما، کم و بیش به دنیای خیرگی بر شیشه صاف جادویی، که بنده‌زاده‌گان آن را "آن تر نت" یا چیزی شبیه به این می‌نامندش، واقفی! اما ژنرال عزیز! این را بدان که تا دنیا دنیاست، هیچ مخبری (تأکید می‌کنیم: هیچ مخبری)، بدون غرض، خبری را به گوش ما نخواهد رساند! به قول شاعر: شنونده باید عاقل باشد!

×××

ژنرال! از دنیای خودمان خبر مسرت بخشی نداریم. فقط اینکه دیشب، به طور رسمی کفش‌های زیر میخی فوتبالی‌مان را به دیوار آویختیم! ژنرال تو که از ما خیلی فوتبالی‌تری، می‌فهمی که چه غصه‌ای بر جان این دل ذلیل شده‌ی ما افتاده است!

ژنرال! یک هفته‌ای می‌شود که بر تعداد سوزن‌های فرود آمده بر بیضه‌هایمان افزوده‌ایم و بنای آن داریم که پس از بیست ساعت تعلیمات فشرده در محضر مادام مِلانی، بدون دیلماج با مادام ژولیت بینوش اختلاط کنیم! ژنرال به حول و قوه‌ی اراده‌ی خودمان، که به آن افتخار می‌کنیم، خاکریز بعدی، اختلاط با سینیوریتا په‌نه‌لوپه کروز خواهد بود!

×××

ژنرال! می‌دانیم که اهل تیاتر و این دلقک بازی‌ها نیستی، ولی خالی از لطف نیست که بدانی، شامگاه آدینه‌ی گذشته، به لطف وزیر براق‌سر دربار که قلباً دوستش می‌داریم، نمایش قلعه‌ی حیوانات را نظاره نمودیم و حذ فراوانی نصیبمان شد. ژنرال به همان یک و نیم متر قدّ شما قسم، که حرف آن تیاتر حرف دل ما بود. مخلص کلامش این بود که قدرت (چه از نوع سیاسی‌اش و چه از نوع دینی‌اش)، خواهر و مادر انسانیت را پشت و رو کرده، می‌کند و خواهد کرد! ژنرال! با آنکه جرج اورول شصت و اندی سال پیش این رمان را متأثر از حوادث پیش از جنگ جهانی دوم، پیرامون استالین نگاشته است؛ اما تکه تکه‌ی آنرا می‌توان به حوادث حکومت کنونی کشورمان نسبت داد!

×××

ژنرال! کم کمک، ماه حماقت و ریاضت گورش را گم می‌کند و مؤمنین ایرانی، یازده ماه دیگر می‌جهنمند تا سال آینده دوباره با دهانی متعفن و اخلاقی گند دماغی از فرط گشنگی، وارسته شوند! ژنرال! امسال حرام‌زادگان وحشی (ملقب به نیروی انتطامی) حتی کیف مردم را نیز می‌گشتند که مبادا خوراکی داشته باشند! ژنرال قلعه‌ی حیوانات را داری انصافاً؟

×××

ژنرال! تا هنوز در همان حال و هوای قلعه‌ی حیوانات و ماه حماقت و ریاضت هستیم، خبر زیر را که در روزنامه‌ی کیهان خوانده‌ایم، برایت مو به مو می‌نویسیم:

"عضو كمیته علمی ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری {ستاد چی فرمودین؟} با بیان اینكه امكان رویت هلال ماه امشب (دوشنبه شب) وجود ندارد، اعلام كرد كه چهارشنبه نهم شهریور اول ماه شوال است.

سیدمحسن قاضی میرسعید عضو كمیته علمی ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری در گفت وگو با فارس، اظهار داشت: هلال ماه، غروب دوشنبه در كل دنیا فقط در آمریكای جنوبی با چشم غیر مسلح دیده می شود و دلیل آن هم این است كه ارض دایره البروجی ماه، جنوبی است و معمولا در نیمكره جنوبی بهتر از نیمكره شمالی قابل رؤیت است.

وی افزود: در جنوب آمریكای مركزی و جنوب غربی آفریقای جنوبی هلال ماه با ابزار، قابل رویت است ولی در سایر نقاط جهان مثل آسیا، اروپا، استرالیا، آمریكای شمالی و آفریقا به جز بخشی كه ماه قابل رؤیت است، هلال ماه تحت هیچ شرایطی رویت نخواهد شد.

قاضی میرسعید تصریح كرد: در ایران هلال ماه در شب دوشنبه در تمام پهنه كشور زودتر از خورشید غروب می كند و از این رو قابل رؤیت نیست ولی غروب سه شنبه هلال ماه در اكثر نقاط دنیا از جمله در كشورمان مشروط به داشتن افق شفاف و بی غبار، با چشم غیرمسلح قابل رؤیت است. وی با اشاره به تفاوت وضعیت ماه در منتهی الیه شمالی كشور تا منطقه جنوبی كشور توضیح داد: در مناطق شمالی وقتی خورشید غروب می كند، ارتفاع هلال ماه از افق 5/3 درجه است، در صورتی كه در منتهی الیه جنوبی هنگام غروب خورشید، ارتفاع هلال ماه به 8 درجه می رسد و لذا رؤیت ماه در مناطق شمالی كشور نیازمند افق تمیز و صاف است و هرچه از شمال به سمت جنوب می رویم هلال ماه راحت تر دیده می شود.

عضو كمیته علمی ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری گفت: پس از غروب سه شنبه بخش درخشان ماه قابل توجه است و نور آن در افق انعكاس می یابد و هلال ماه در پهنه ایران با چشم غیر مسلح رؤیت می شود و بر این اساس روز چهارشنبه نهم شهریور، اول ماه شوال است.

قاضی میرسعید خاطرنشان كرد: آغاز یك ماه به اتمام آن ربطی ندارد و ماه یا 92 یا 03 روز است و هیچ گاه ماه 82 یا 13 روزه نمی شود. {ژنرال! زور نزن فارسی نوشته است!}

وی بر همین اساس متذكر شد كه اگر دوشنبه یازدهم مردادماه در ایران ماه رمضان آغاز می شد یا به اشتباه از آن روز ماه رمضان را آغاز می كردیم، امكان نداشت دوشنبه، ماه رؤیت شود و اگر ماه رمضان به جای سه شنبه از روز دوشنبه آغاز شده بود، باز هم ماه رمضان روز سه شنبه 03 روزه تمام می شد اما اكنون 92 روزه تمام می شود.

عضو كمیته علمی ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری در خصوص علت طولانی شدن فرایند اعلام رؤیت ماه و اعلام عید در برخی مقاطع اظهار داشت: اكیپ های تخصصی استهلال هر ساله در آستانه ماه رمضان و ماه شوال به صورت سازمان یافته برای رؤیت هلال ماه در سراسر كشور مستقر می شوند.

وی افزود: امسال نیز این اكیپ ها امروز سه شنبه در نقاط مختلف كشورمان استقرار خواهند یافت و به محض دریافت گزارش از سوی آنها، گزارش آنها مورد بررسی قرار می گیرد و در صورت تایید رهبر معظم انقلاب، از سوی ایشان عید اعلام می شود.

قاضی میرسعید خاطرنشان كرد: خورشید در تابستان دیر غروب می كند و اختلاف ساعت بین شرق و غرب كشور نیز یك ساعت است و هنگامی كه اكیپ ستاد استهلال در یك منطقه رؤیت هلال ماه را اعلام می كند، با تك تك آنها صحبت می شود و گزارش تهیه و آن گزارش تقدیم مقام معظم رهبری می شود تا ایشان تایید كنند و این كار زمان بر است اما هر چه تعداد گزارشات معتبر بیشتر باشد، مدت این فرایند كاهش می یابد." - روزنامه کیهان 8 شهریور 1390

ژنرال! انصافاً مخت نتابید؟ برای همین است که معروف شده‌ایم به این که به جای این که فکرمان در کار باشد و فلانمان در فلان. فلانمان در کار است و فکرمان در فلان!

×××

ژنرال! امروز برایت خبری از نوادگان برادران لومیر و اتاق تاریکشان هم داریم. ابراهیم الدوله حاتم الکیا که مورد عنایتت هست؟ همان که از کرخه تا راین شروع کرد و به بوی پیراهن یوسف رسید. ولی بعد کم کم زد به برجک مینو و ارتفاع پست! حالا ظاهراً فیلم آخر او "گزارش یک جشن"، کمی آغشته به بوی پیراهن میرحسین شده است، تا وزارت حال بهم زن ارشاد بزند به برجک اِبی و بگوید: نُچ! عمراً اکرانش را نبینی مگر اینکه قیمه قیمه‌اش کنی! باور نمی‌کنی، خودت بخوان:

"رضا کیانیان، بازیگر سینمای ایران، در گفت وگو با روزنامه تماشا، از اکران نشدن فیلم "گزارش یک جشن" ساخته ابراهیم حاتمی کیا به شدت انتقاد کرده است .

آقای کیانیان که بازیگر محوری فیلم "گزارش یک جشن" است، در انتقاد از سیاست های معاونت سینمایی در اکران عمومی فیلم ها گفت: "حقیقتا بی جهت این فیلم را سیاسی کرده اند. در حال حاضر فیلم هایی را که رسما سیاسی هستند و موافق نظر خودشان است اکران می کنند. اما تا فیلمی مخالف نظر آنان باشد، متهم به سیاسی بازی می شود و اجازه اکران به آن نمی دهند. در صورتی که وقتی آن فیلم نشان داده می شود باید این فیلم هم نمایش داده شود .ضمن اینکه حاتمی کیا خط و خطوط خاصی ندارد و یک فیلمساز مستقل است و هیچ وقت خودش را وارد این جبهه گیری های سیاسی نکرده است . اما فیلمسازانی هستند که به طور مشخص موضع خودشان را مشخص کردند و فیلم هایشان هم اکران می شود".

"گزارش یک جشن" آخرین ساخته ابراهیم حاتمی کیاست که در بیست ونهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمد و مضمونی اجتماعی و انتقادی دارد. رضا کیانیان، مریلا زارعی، رویا تیموریان، طناز طباطبایی و داریوش ارجمند از جمله بازیگران این فیلم اند.

"گزارش یک جشن" تاکنون به دلیل داشتن برخی مشکلات ممیزی، پروانه نمایش نداشت اما اکنون به گفته محمد پیرهادی، تهیه کننده این فیلم، وزارت ارشاد با صدور پروانه نمایش آن در صورت اعمال برخی تغییرات و اصلاحات موافقت کرده است." - وب سایت بی‌بی‌سی فارسی 8 شهریور 1390

×××

ژنرال! می‌دانیم که تو هم مثل ما فوتبال را به هر چیزی ترجیح می‌دهی! اما برایت خبری داریم اساساً قلعه‌ی حیواناتی! فدراسیون فوتبال با اعمال قانونی منحصر به فرد در طول تاریخ، اعلام که کرده اگر یک مربی، سنش برود بالای 65 سال، جایش روی نیمکت سرمربیگری تیم‌ها نیست! بلکه باید برود، قبرش را بخرد و آماده مرحله‌ی حذفی زندگی‌اش باشد! ژنرال گفتم که انگار این جرج اورول، قلعه‌ی حیوانات را برای ما نوشته! خودت بخوان اگر حرف ما برایت حجت نیست هنوز:

"غلامرضا جبارى دبير كميته آموزش فدراسيون طى گفت و گويى درباره ابهامات پيرامون قانون منع فعاليت مربيان بالاى ۶۵ سال در مسابقات ليگ برتر به سوالات مختلف پاسخ داد كه در زير مى آيد:

اين قانون از كى و چرا از سوى كميته آموزش وضع شد؟

اين تصميم پيش از شروع مسابقات ليگ در كميته آموزش گرفته و به سازمان ليگ ابلاغ شد، اما شايد به دليل اين كه ضابطه زير ۶۵ سال بودن مربيان در جلوى صلاحيت هاى عمومى شان درج شده بود، اين مساله تاكنون رسانه اى نشده است يا شايد هم تاكنون بحث حضور مربيان بالاى ۶۵ سال در تيم هاى ليگ برترى نبوده كه اين مساله به ميان نيامده است. اعضاى كميته آموزش تشخيص دادند كه به جهت شكوفا شدن استعدادهاى مربيان جوان اين قانون وضع شود؛ ضمن اين كه مربيان بالاى ۶۵ سال هم ديگر مى توانند در كسوت هاى چون مدير فنى و ... به تيم ها كمك كنند.

اين قانون در قوانين فيفا هم وجود دارد؟

خير. اين موضوع در قوانين فيفا نيست، اما فيفا در يك سرى موارد دست كشورها را باز گذاشته تا بنابر شرايط داخلى فوتبالشان مقرراتى را وضع كنند. بنابر اين اختيار كميته آموزش تصميم فوق را گرفت. ما در قوانين قطعى تابع فيفا هستيم.

آيا فعاليت و توانايى هاى مستمر مربيان صاحب نامى چون الكس فرگوسن، اوتمارهيتسفلد، كارلوس آلبرتو پريرا، ماريو زاگالو، لوييس آراگونس و ... دليلى بر نقض ادله كميته آموزش نيست؟

بايد گفت يك مربى مثل فرگوسن از چه زمانى كارش را در منچستريونايتد شروع كرده است. او ۲۰ سال در يك تيم كار كرده و اكنون هم كار مى كند. اما به طور مثال مربى بزرگى چون محمود ياورى كه شايد بالاى ۴۰ سال سابقه مربيگرى داشته باشد، توانسته است تنها چند سال در يك تيم دوام بياورد؟ بايد پرسيد ميانگين سنى مربيان شاغل در اروپا چند سال است؟

مگر چند مربى بالاى ۶۵ سال داراى مدرك A اكنون در فوتبال ما شاغل هستند؟ آيا بهتر نبود اين تصميم در مقطع كنونى گرفته نمى شد؟

مربيان اندكى هستند كه اين شرايط را دارند، اما در آينده هر مربى مى تواند به وضعيت فوق برسد. همچنين قانون درباره مربيان ايرانى و خارجى صدق خواهد كرد و هيچ تفاوتى ميان آن ها قائل نمى شويم.

فكر نمى كنيد تيم ها ممكن است با معرفى كردن سرمربى بالاى ۶۵ سالشان به سازمان ليگ به عنوان سرپرست تيم يا سمت هاى ديگر، عملا قانون شما را دور بزنند؟

اين كار را مى توانند انجام دهند. اما از نظر حرفه اى اقدام درستى نكرده اند. فكر مى كنيد فرگوسن قبول مى كند با كارت سرپرستى تيم روى نيمكت بنشيند و مربيگرى كند؟" - روزنامه ابرار ورزشی 8 شهریور 1390

×××

ژنرال این یکی از طولانی‌ترین نامه‌هایی بود که تاکنون برایت نگاشته بودیم. اما پیش از فدایت شوم آخر نامه، داستانی عاشقانه به سبک قرن بیست و یکم برایت روایت کنیم:

طوطیان شکر شکن تاریخ روایت کردندی که روزی در همین حوالی هر چه باد آباد، دلبری به صحرا رفته بودندی و چون به خود آمدندی، فهمیدندی که کل یوم (ژنرال من عاشق این کل یوم گفتن‌های بیجای توام. می‌‌دانی که؟) رفتندی و معشوق زار و نذار در لانه ماندندی به انتظار معشوق! فلذا عشق دلبر چون حبابی قلمبه گشتندی و تیری از کمان دوستت دارم تنهایی از چله خود رها گردیدندی و شَتَلَق بر قلب معشوق زار و نذار فرود آورندی! معشوق زار و و نذار هم تیر آعشته به خون دل خود را به آغوش گرفتندی، بی آن‌که "Terms & Conditions" آن را خواندندی! القصه یکی از آن "Terms & Conditions"، این بودندی که حباب قلمبه‌ی عشق به باقالی تازه نمی‌سازندی! فلذا اگر حباب قلمبه‌ی عشق در اثر تماس با باقالی تازه ترکیدندی، حباب قلمبه‌ی عشق، شامل گارانتی نمی‌شوندی!


سایه‌مان بر سرت مستدام

سه‌شنبه، مرداد ۱۱، ۱۳۹۰

جناب آقای سرتیپ دوم حسین ساجدی‌نیا - رئیس پلیس تهران - تو هم شوشولتو خودت می‌شوری؟


اول این که اگر برنامه‌های اجتماعی تو پارک برگزار نشه، کجا برگزار بشه؟ والا تا جایی من یادم می‌آد، برنامه‌های بوس و کنار و لاس و لوس هم که در پارک‌ها جیزّه! خوب پس برا چی زحمت می‌کشین پارک درست می‌کنین؟ چهار تا گاو و گوسفند بندازین توی این پارک‌ها، اقلاً اون بیچاره‌ها از چمن‌ها استفاده کنن، البته اگر چریدن دسته‌جمعی، برنامه‌ی اجتماعی و عناد ورزی با اسلام محسوب نمی‌شه!

دوم این‌که حالا چرا فقط تو پارک‌های تهران برخورد می‌شه؟ یعنی اگر مثلاً تو پارک‌های قم، جوونا جمع بشن برای آب‌بازی، کسی کاریشون نداره و می‌تونن از همون‌جا یه سانفرانسیسکو هم برن قربتاً الی الله؟

سوم این‌که از کی تا حالا آب‌بازی خلاف شرع شده؟ بابا جان آب‌بازیه! دکتر بازی که نیست! نکنه آب‌بازی دخترا و پسرا باهم، از مصادیق بارز (من عاشق این "مصادیق بارز" هستم که احمدرضا رادان اولین بار تو مصاحبه‌اش با فرزاد حسنی در برنامه‌ی کوله‌پشتی استفاده کرد.) استخر رفتن مختلطه؟ هان؟ بگین ما هم بدونیم خوب!

چهارم این‌که گیرم که آب‌بازی جیزّه! "خز بازی" چه اشکالی داره دیگه؟ جناب آقای سرتیپ دوم حسین ساجدی‌نیا، رئیس پلیس تهران! به خدا قسم – خدایی که تو ظاهراً قبولش داری و من نه – آمار جنایت و تجاوز و دزدی تو تهران اینقدر بالاست که اگر از همین امروز تهران بشه بهشت، شما تا صد سال دیگه کار برات هست! جناب سرتیپ دوم! برو بگو سرلشگرت بیاد!
×××


یادمه حدود 20 سال پیش، همین حوالی امرداد و شهریور بود که رفتیم شمال و من و خان داداش با کلی شوق و ذوق، هنوز نرسیده، مایو و حوله ورداشتیم از ویلامون تو خزر شهر راهی دریا شدیم. اما در کمال تعجب دیدیم یه پارچه‌ی مشکی زدن تو ساحل و نوشتن به مناسبت رحلت پیامبر اکرم، دریا تعطیل است! البته من اون موقع‌ها خیلی بچه بودم، ولی اقلاً فحش که بلد بودم بدم!

حالا دوباره همون حکایت تکرار شده. جناب آقای هادی ابراهیمی، معاون سیاسی امنیتی استاندار مازندران، اعلام کرده که شنا کردن از مصادیق بارز (من عاشق این "مصادیق بارز" هستم که احمدرضا رادان اولین بار تو مصاحبه‌اش با فرزاد حسنی در برنامه‌ی کوله‌پشتی استفاده کرد.) روزه خواری محسوب می‌شه! آخه یکی نیست بگه: "تی بلا پسر! می‌دونی، موندم به نصایح پیامبرت گوش کنم که شنا رو از واجبات برشمرده بود یا به گل‌واژه‌های تو!"
×××


خواستم موضوع رو یه ذره بچرخونم به سمت فوتبال، ولی گفتم قبلش یه ویدئو ببینیم با هم.
video

اول این‌که دلم برای مجری برنامه می‌سوزه. بنده‌ی خدا انگار با کف گرگی زدن وسط پیشونیش. حیرونه که چی بگه و نمی‌دونم از کجاش ماشین لباسشویی رو می‌کشه بیرون! ولی بیچاره هر کار دیگه‌ای می‌کرد، ممکن بود شغلشو از دست بده! اگر تا الان از دست نداده باشه.

دوم این‌که برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و فرهنگ احمقانه‌ی حاکم بر هموطنانم متأسفم، که سادگی یک بچه در بیان یکی از ساده‌ترین احتیاجات هر موجود زده‌ای، موجب دست‌پاچگی و دروغ‌گویی بزرگترهاش می‌شه!

سوم این‌که فرنود جان آفرین بر تو که شوشولتو خودت می‌شوری! خیلی از ماها، شوشولمونو که نمی‌شوریم هیچ، گند و کثافت‌های دیگه‌ای هم به بار میاریم، که می‌ذاریم یکی دیگه بشوره!
×××


محمد مایلی‌کهن از اون آدم‌های گوشت تلخه! یادمه بعد از باخت مقابل قطر در مسابقات مقدماتی جام جهانی 1998 فرانسه و برکناریش از سرمربیگری تیم ملی، تا حدی در بین مردم منفور شده شده بود که مد شده بود تو استادیوم اگر کسی می‌خواست حال کس دیگه‌ای رو بگیره، بهش می‌گفت: خیلی مایلی‌کهنی!

منم از خیلی از خصلت‌های مایلی‌کهن خوشم نمی‌آد، ولی به عنوان یه انسان راستگو و رک قبولش دارم و معتقدم قلب بسیار رئوفی داره. یعنی برخلاف بسیاری از ورزشکارها و هنرمندها که با خواندن حرفاشون، چیزی به من اضافه نمی‌شه، مایلی‌کهن استثناست و همیشه حرف حق رو می‌زنه. برای اثبات حرفم دعوتتون می‌کنم که مصاحبه خبر ورزشی مورخ 10 امرداد 1390، با محمد مایلی ‌کهن رو بخوانین.
×××


من استقلالی نیستم، ولی امیر قلعه‌نوعی رو دوست دارم. برخلاف دورانی که خودش فوتبال بازی می‌کرد و یک بازیکن نسبتاً خوب محسوب می‌شد، قلعه‌نوعیِ مربی، در فوتبال ما بی‌همتاست. قلعه‌نوعی هم مثل تمام مربیان و بازیکنان فوتبال ایران، به قانون احمقانه‌ی سقف قرارداد، اعتراض داره ولی بر خلاف بقیه با قدرت مقابل این قانون احمقانه و من درآوردیِ سردار عزیز محمدی ایستاده. جناب سردار فکر کرده که فوتبال حرفه‌ای رو هم باید مثل ارتش اداره کرد. سربازها (بازیکنان) همه حقوق یکسان بگیرند، فرمانده‌هان (مربیان) هم حقوق یکسان! البته قلعه‌نوعی در نهایت باید کوتاه بیاید، چرا که قدرت عزیز محمدی بیشتر از اوست، ولی اظهار نظر اخیر او خیلی پر معناست: " براساس آمار من موفق‌ترین مربی سال‌های اخیر هستم. خب به نظرتان چرا عده‌ای روی من زوم كرده‌اند؟ مثلاً اگر اسم من قلعه‌نویی نبود و قلعه‌نوویچ بود باز هم این كار را می‌كردند؟ باور كنید اگر چشم زاغ داشتم و موهای بور و نصف این قهرمانی‌ها را كسب می‌كردم، همین‌ها الان مجسمه‌ام را از طلا می‌ساختند و هزاران لقب برایم درست می‌كردند! آقایان محترم، اجازه بدهید امیر قلعه‌نویی سرش در لاك خودش باشد."