دوشنبه، مرداد ۰۲، ۱۳۹۱

حالا دیگر دیر است


همیشه همون حوالی چراغ قرمز اول می‌دیدمشون. گاهی اینوره چراغ و گاهی هم آنور. چند تا بودن، درست مثل یک خانواده. دو سه تا جوجه اردک و دو تا اردک بزرگ. بعضی روزا یکی از اردک بزرگا نبود. با این‌که همیشه این خانواده‌رو اول صبح که می‌رفتم سر کار می‌دیدم، خوشحال می‌شدم از این‌که مردم (حتی با تمام گرفتاری‌های احمقانه‌ی امروزی)، به محض دیدن این اردک‌ها ترمز می‌کردند و حق تقدم رو به ساکنین قدیمی‌تر محله‌مان می‌دادند. ولی امروز صبح یک نفر حق تقدم رو به اردک‌های محله نداده بود انگار. به همین سادگی!
و من ضجه‌ی اردک دیگر را ‌دیدم و شنیدم که در کنار جفتش له شده‌اش، بانگ برافراشته بود ویقین دارم که چیزی می‌گفت که ما انسان‌ها قادر به فهمش نیستیم. من ایستادم اما. صدای بوق ممتد ماشین پشت سری‌ام را با بی‌اعتنایی پاسخ دادم. پیاده شدم و به طرف دیگر خیابان رفتم. برای اندک بخت نجات اردکی که روی آسفالت پُکیده بود. اردک دیگر بال‌هایش را باز کرد و به قصد حمله (دفاع) به سمتم آمد. به او هم اعتنا نکردم. دوست داشتم، برای یک بار هم که شده در زندگی جان یک موجود زنده‌ی دیگر را نجات بدهم. اما دیر شده بود. خیلی دیر ...
و من تمام روز به این فکر می‌کنم که ای‌کاش چند دقیقه، فقط چند دقیقه زودتر از خواب برخاسته بودم.

جمعه، تیر ۱۶، ۱۳۹۱

مرگ خدیجه بگو حسین بن روح کیه؟

عکس از خبرگزاری مهر

علی آقا کفاشیان سلام عرض شد. خدا شما و دار و دسته‌ات را عمر بده مردِ همیشه خندان، که باعث شدین سکوت سه ماهه‌ی وبلاگی خودم رو بشکونم!
یعنی تو این چند ماه هر چی موضوع پیش اومد، پیش خودم گفتم بی‌خیال، گیر نده! ولی دیگه این دفعه نشد! حالا قبل از این‌که برم سر اصل مطلب، بهم بگو ببینم خداییش چند تا از بازی‌های جام ملت‌های اروپا رو دیدی؟ نه این‌که انتظار داشته باشم که برداشت تکنیکی از بازی تیم‌ها داشته باشیا. نه بخدا! ولی گفتم شاید یه سری نکات مدیریتی و اصول پذیرایی رسمی در فوتبال و این جور چیزا رو یاد گرفته باشی.
علی آقا از وقتی که لیگ یازدهم تموم شد و تیم‌ها شروع کردن به بازیکن خریدن برای فصل جدید، هر روز اخبار خنده‌دار نقل و انتقالات رو می‌خوانم هی دعا به جون خودت و رفقات می‌کنم که مارو می‌خندونی! از ماجرای گورخرانه‌ی سقف قرارداد بگیر، تا حذف جام حذفی و تهدید به حذف گهر دورود از لیگ برتر! همه این خبرها کلاً نشاط آوره! باور کن!
اما نشاط آورترین حرکتی که از مجموعه‌ی فوتبالی شما زد بیرون، خبر برنامه دقیق هفت هفته‌ی اول لیگ برتر بود. یعنی نمی‌دونی چه حالی کردما!!
احتمالاً می‌دونی که هر هفته 9 بازی باید برگزار بشه (جان من بگو که می‌دونی!). علی آقا در مجموع از 63 بازی هفت هفته‌ی اول، 11 بازی هنوز معلوم نیست کجا برگزار می‌شه! خودتون نوشتینا! من نگفتم! ولی برای هر هفته اسم انتخاب کردین آناناس! گیرم به اون بازده بازی بی مکان هم نیستا! خوب پیش میاد دیگه! اگر هیچ جایی پیدا نکردین، بگو من بگم رفیق رفقا تیر دروازه‌هامونو بهت قرض بدن بیایین ته کوچه‌ی ما بازی کنین! گیر من به اسم‌های انتخابی این هفت هفته‌ست ! خودت دوباره بخوانشون:
هفته اول: هفته تکریم و تعظیم ماه مبارک رمضان و روزه واجب الهی
هفته دوم: تکریم بهار قرآن و تعظیم قرآن در ماه مبارک رمضان
هفته سوم: تکریم وفات حضرت خدیجه و گرامیداشت عقد اخوت و برادری پیامبر اسلام و حضرت علی
هفته چهارم: تکریم میلاد حضرت امام حسن مجتبی و تعظیم یاد و خاطره شهدای بدر
هفته پنجم: گرامیداشت روز جهانی قدس و تعظیم خاطره بازگشت آزادگان به ایران اسلامی
هفته ششم: گرامیداشت یاد و خاطره نایب امام زمان جناب حسین بن روح
هفته هفتم:‌ گرامیداشت شهیدان رجایی و باهنر و شهدای دولت
به طور کلی، شما ظاهراً با پدیده‌ای به نام ویرگول آشنا نیستی؟ آره؟ خوب علی جان، دلبندم، یادت باشه که در زبان فارسی، ویرگول کاربردهای گوناگونی داره. مثلاً برای پیوند دادن کلمات هم رده در یک جمله استفاده می‌شه و تنها دو کلمه‌ی آخر با "و" به هم می‌پیوندند! البته بهت حق می‌دم که ندونی. چون شما ظاهراً فقط بینش اسلامی، تاریخ اسلام و ریشه‌های انقلاب اسلامی رو گذروندی که بتونی رئیس فدراسیون فوتبال بشی!
بگذریم ...
از اسم هفته‌ی اول و دوم برات بگم که برگزاری هفت بازی در ماهی که شما مبارک می‌خوانی‌اش، آنهم در ساعت 10 شب؛ به جای تکریم و تعظیم به رمضان، نشان دادن انگشت شصت است به این ماه ضیافت بوی دهن، آن هم دو دستی و نه به نشانه‌ی Cheers!
هفته‌ سوم آخر خنده‌ست! یعنی مثلاً گهر دورود و پرسپولیس (که هنوز معلوم نیست کجا بازی دارند و ممکنه بیان ته کوچه ما بازی کنن)، برای گرامی‌داشت وفات حضرت خدیجه بازی می‌کنن؟ حالا مرگ خدیجه بپرس ببین میان ته کوچه‌ی ما بازی؟
این عقد اخوت و برادری رو هم خوب اومدی! آخه کی تا حالا با پدرزنش عقد کرده اون هم از نوع برادریش! یعنی می‌گی الان فیروز کریمی و مهدی تارتار هم باید اون هفته با هم عقد کنن؟
هفته‌ی چهارم همه باید به یاد جنگ بدر شهدای بدر باشیم؟ می‌دونی که جنگ بدر در واقع راهزنی بوده و ممّد و دار و دسته‌اش زدن به کاروان تاجران مکه، پولشونو دزدیدن، خودشونو کشتن و در نهایت هم مثل همه‌ی جنگ‌های دیگه زنانشون رو به عنوان غنیمت جنگی ...
شهدای بدر در واقع اعراب غیر مسلمان بوده‌اند که به دست مسلمانان کشته شدند! حالا چرا ما باید به یاد اونا باشیم آخه؟
هفته‌ی پنجم، هفته‌ی قدسه؟ پس بگیرش که اومد: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.
ولی ادای احترام به همه‌ی سربازان ایرانی جان باخته (که شما جا انداختی) و یا بازگشته به وطن رو هستم، دربست.
هفته‌ی ششم چیه؟ من واقعاً نمی‌دونم جناب حسین بن روح کیه؟ می‌شه توضیح بدی؟ به ما گفته بودن از این بخش سوال نمی‌آد!
هفته‌ی هفتم و رجایی و باهنر و شهدای دولتت، مال خودت. هفته‌ی هفتم رو اگر می‌خوای سند بزنی به نام کسی، بزن به نام مردم بی‌دفاعی که به طلب رأی دزدیده شده‌ی خودشون بیرون آمدند و هرگز به خانه بازنگشتند!